
رساله نکاحیه (کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین) از علامه طهرانی می باشد. همینطور که از اسمش پیداست این کتاب در مورد هشداری برای روش های کنترل جمعیت نوشته شده است.یک سری نکاتی که در این کتاب به نظرم مهم آمده را در اینجا می آورم. من نسخه الکترونیک را مطالعه کردم و دانلود این کتاب رایگان است. این کتاب را از اینجا می تونین دانلود کنید: http://ketabesabz.com/go/b19039
صفحه 43:
سلامت و سعادت زن در اینست که: یا حامله باشد و یا بچّه
در زیر پستان خود داشته باشد. طبق آخرین مدارک و آمار، دخترانی که قبل از
هجده سال بچّه بزایند سرطان پستان نمیگیرند. وهر چه دیرتربچّه بزایند،
درصدِ خطر تهدید سرطان پستان در آنها زیاد میشود؛ تا چون از سنّ سی سالگی
بگذرند خطر سرطان پستان به نحو مضاعف بالا میرود.
امّا زنانی که اصلاً
ازدواج نکنند و بچّه نیاورند، درصد خطر سرطان پستان در آنها سرسامآور است.
صفحه 45:
آنها هر کاری بکنند و به
هر مقام و شغلی دست بزنند، و هرگونه هنر و فنّی را بیاموزند، بطوریکه فرضاً
سراسر اطاقشان را از تابلوهای دکتری و مهندسی و سائر فنون زینت دهند، و تا
پایان عمرشان هم اگر تلاش کنند، و حقّاً و واقعاً نیّتشان خوب باشد، و در
صدد خدمت به اجتماع بوده باشند، همۀ اینها بقدر یک بچّه زائیدن و شیردادن
و آنرا بزرگ کردن و تربیت نمودن و به جامعه تحویل دادن ارزش ندارد. [31]
به دو دلیل:
اوّل آنکه: این خانمی
که سراسر اطاقش را از دیپلمها و لیسانسها و دکتراها پرکرده است، و در هر
مقام و پست که شاغل شده است، صد برابر آنهم اگر فرضاً برآن افزوده
گردد،چنانچه به او بگویند: تو حاضری این فرزندت را بدهی و مقامات و گواهینامههایت
محفوظ باشد؟! و یا آنها را فدای این فرزند میکنی؟!
فوراً میگوید: فدا میکنم!
فرزند، برای من ارزشش بیشتر است.
پس ای خانمی که به
یک فرزند و یا دو فرزند اکتفا کردهای و خودت را سرگرم کارهای دیگر نمودهای!
بدان که: آن فرزندهای احتمالی که در صورت فرض زائیدن به وجود میآمدند و
اینک نیامدهاند، همانند همین فرزند تو میباشند. همۀ آنها را از دست دادهای!
و به فوز عظیم نرسیدهای! و آن فرزندهای لطیف و شیرین را فدای این مشاغل
و در حقیقت شواغل نمودهای! این به
اعتراف خودت، خسرانی است بزرگ و تهی دستی و فقری است سترگ.
صفحه 46:
دوّم آنکه: بچّه زائیدن،
تکثیر مثل نمودن است. یعنی زن، موجوداتی را مشابه خود، از پسر و دختر بوجود
میآورد. اگر زنی شش اولاد زائید، شش انسان مشابه خود را در خارج ایجاد کرده
است. و اگر ده اولاد زائید، ده انسان مشابه خود را. تازه اگر این اولاد
دختر باشند، وگرنه اگر همه آنها یا بعض از آنها پسر باشند، موجودات قویتر و
نیرومندتری را در خارج بوجود آورده است.
صفحه 165:
صفحه 165:
امروزیها که میگویند :
زن باید در اجتماع وارد شود و این امر با حامله شدن تنافی دارد ، نمیفهمند
که: کارهای مختصّه زن ابداً منافاتی با حمل او ندارد ؛ و کارهای غیر مختصّه
، کارهائیست که برای وی فائده ندارد ، بلکه ضرر دارد و برای او کمال نمیباشد
! واین امر را نمیتوانند ادراک کنند که: علوم فیزیکی و صنایع به درد زن
نمیخورد ؛ نه از اختصاصات اوست و نه فی حدّ نفسه کمالی برای او به شمار
میآید.
آخر اگر زنی نداند که
پیدا کردن مقطع بریدگی رشته سیم تلگراف در میان بیابان با إعمال «پُلِ
وِتْسْتُن» میباشد ، و تا آخر هم تلگرافچی و رابط نقطه بریدگی سیم در
طیّار سلک آن نباشد ، چه ضرری به وی میرسد؟!
صفحه 178 و 179
وَ قَرْنَ فِی
بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَـٰهِلِیَّةِ
الأولَیٰ.
«در خانههای خود
بنشینید و همچون زنان جاهلیّتِ نخستین به گردش و خودنمائی نپردازید!»
آیا میتوان میان
استقرار در خانه و میان آشکار گشتن در مجالس مردان ، و صدا بلند کردن و
سخنرانی نمودن ، و تنازع و تخاصم و مجادله و محاجّه که لازمه تصدّی امور
عامّه است مخصوصاً اموری که احتیاج به بحث و گفتگو دارد
ص 179
ـ همچنانکه شأن اعضای
مجلس شوری است ـ جمع نمود؟!
گفته نشود که: خانهنشینی
مخصوص زنان پیغمبر صلّی الله علیه و آله بوده است. زیرا وقتی که ملاک و
حکمت خانهنشینی همه زنان ، با زنان پیامبر یکی است ، چرا آیه اختصاص به
زنان پیامبر صلّی الله علیه و آله داشته باشد ؟!
آیا میتوان گفت: خانهنشینی
مخصوص زنان پیغمبر صلّی الله علیه و آله است ؛ یعنی امر به عدم تبرّج و
گردش و خودنمائی مختصّ به آنهاست ، ولی خودنمائی مانند خودنمائی جاهلیّت ،
و همچنین دیگر فقرات آیه مثل صدا بهنازکی بر آوردن با کسی که دچار بیماری
شهوت است ، برای زنهای دیگر جز زنان پیامبر صلّی الله علیه و آله جائز و
حلال میباشد ؟!
علاوه بر این مگر زنان
نبیّ أکرم صلّی الله علیه و آله از دیگر زنان ، در عقل و درایت کمتر بودند
که حکم خانه ماندن مختصّ به آنها باشد ؟ و دیگر زنان ، از زنان پیامبر صلّی
الله علیه و آله قویتر و عاقلتر و مؤمنترند که حکم قرار در خانه و عدم
تصدّی حکومت و ولایت برای زنان پیامبر صلّی الله علیه و آله و مختصّ به
آنان باشد ؟!