تجربیات و مطالعات من از شوهرداری و بچه داری

اصول تقویت پایه های زندگی مشترک - اصل ششم

اصل ششم: خواسته های کوچک و شدنی را جایگزین خواسته های زیاد خود کنید

زندگی ماشینی، مصرف گرایی، فیلم های ماهواره ای، فروشگاه های پر زرق و برق، مقایسه با آشنایان فامیل و دوستان، همه ما را به این فکر می اندازد که از روز اول ازدواج خواسته های زیادی داشته باشیم.


یا خودمان را با زندگی در خانه پدری مقایسه می کنیم. مسلما پدر و مادر ما هم سال ها زحمت کشیده اند تا توانسته اند زندگی مرفهی را برای خودشان و فرزندانشان فراهم کنند و به این صورت نبوده که از روز اول همه چیز داشته باشند. بنابراین ما نباید زندگی مشترک را با زندگی در خانه پدری و داشته هایی که پدر و مادر ما بعد از بیست سال زندگی مشترک دارند مقایسه کنیم.


در مقایسه با دوستان هم هر کس در یک سطحی است. یادم هست یک بار در تلویزیون دیدم "هیچ گاه ظاهر ظندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نکنید" مقایسه کردن همیشه ما و همسرمان را تحت فشار می گذارد و آرامش را از ما می گیرد. باید توجه کنیم که اگر خواسته های مالی خود را بیش از توان همسرمان قرار دهیم به او فشار می آید و این فشاری که به او می اید و جلوی همسر و فرزندان خود کم می آوردنهایتا در روحیه او تاثیر گذاشته و تاوانش را خود ما باید پس دهیم. بنابراین برای رسیدن به خواسته هایمان باید صبور باشیم و تابع همسر.


مسلما زنانی که محبت بیشتری به همسر و خانواده همسر خود می کنند و احترام آنها را نگه می دارند و در مقابل عصبانیت همسر خود گذشت بیشتری دارند شوهر آنها هم متوجه این گذشت کردن ها و علاقه مندی همسر خود می شود و تلاشش را برای فراهم کردن زندگی بیشتر می کند. پس برای رسیدن به خواسته هایت صبور باش و همراه.


یک اقدام عالی برای اینکه زود تر به خواسته های خودتان برسید:

مرد ها با تحسین شدن و امید گرفتن از همسر خود انگیزه خیلی زیادی پیدا می کنند که تلاش خود را افزایش دهند و زحمت بیشتری برای خانواده خود بکشند. یک بار که پسرم را برای بازی به پارک برده بودم کنار یک خانم میان سال نشسته بودم که نوه اش را برای بازی به پارک آورده بود. همینطور که صحبت شده بود به من گفت مرد ها دوست دارند که از کارهایی که انجام می دهند تعریف و تمجید کنی به طوری که احساس کند زنش او را موفق تر و برتر از بقیه مرد ها می داند. از وقتی حرف های این خانم که خدا خیرش بدهد را اجرا کردم اثر خیلی مثبتی در زندگی خودمان حس کردم و اینکه در خانه خوش اخلاق تر شده بود و واقعا با انگیزه بیشتری برای زندگی زحمت می کشید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

اصول تقویت پایه های زندگی مشترک - اصل پنجم

فرزند آوری

گفته می شود هر فرزندی که به دنیا می آید فرشتگان زیادی را با خود به خانه می آورد که تا مدتی می مانند. یکی از دلایل اصلی ازدواج تکثیر نسل و فرزند آوری عنوان شده است. وقتی می بینی فرزندی داری که حاضری تمام دنیایت را فدایش کنی و او به پدر نیاز دارد. بدون پدرش نمی توانی او را بزرگ کنی و بزرگ کردنش خیلی سخت می شود. این خود دلیل بسیار مهمی است که زندگی مشترک را به عنوان اولویت اصلی زندگی خود قرار دهی و با منیت ها خداحافظی کنی.

5 سال پیش زمانی که پسرمان به دنیا آمد در ابتدا خیلی سختی برای نگهداری پسرم داشتم، تجربه ای نداشتم و نگهداری از او برایم سخت بود ولی به دنیا آمدنش پیوند ما را صد برابر مستحکم کرد و عشق من را به علی صد برابر بیشتر کرد. هر روز که می گذرد و بیشتر می بینم که او به هر دو ما وابسته است، بیشتر احسای مسیولیت به زندگی می کنم. یک بار حاج آقا هادی پور کارشناس رادیو معارف صحبت می کردند که به محض به دنیا آمدن فرزند پدر و مادر باید هر اختلافی که با هم دارند را کنار بگذارند. دعواهایشان را کنار بگذارند. هر دعوای پدر و مادر در ذهن بچه می ماند و هر چقدر ما برای تربیت و آینده آنها تلاش کنیم اگر پدر و مادر با هم دعوا داشته باشند او نمی تواند آینده راحت و بی عقده ای داشته باشد.

زنی که بچه می زاید مانند درختی که ثمر می دهد محبوبیت ما را در دل همسرمان چندین برابر می کند و همین که او می بیند ما از بچه نگهداری می کنیم و زحمات ما را می بیند خود این موضوع ما را در دل او عزیزتر می کند.

مرد ها ذاتا انعطاف پذیر نیستند. در بیرون از خانه زحمت می کشند و مخارج زندگی را تامین می کنند و این کار بیرون از خانه خستگی و فشار زیادی به آنها می آورد و مسلما به خانه می آیند به قصد استراحت و آرامش.

بسیاری از اوقات وقتی به خانه می آیند اخمو هستند، عصبانی هستند و این به دلیل فشارهایی است که در بیرون از خانه و برای تامین مخارج زندگی به آنها آمده است. این ما هستیم که با ایجاد یک محیط آرام و لذت بخش باید به اسقبال آنها برویم و با آرامش و گذشت نهایتا این ارمغان زندگی خوشبخت را به فرزندان خود نیز انتقال می دهیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

آشفتگی روح زنان در بیرون خانه

این مطلب را از کتاب "زن آنگونه که باید باشد" برداشتم که این کتاب رو از این لینک میتونین دانلود کنین.

http://lobolmizan.ir/book/1191

صفحه 102

آشفتگی روح زنان در بیرون خانه

حضرت می‌فرمایند: باقی ماندن این زنان در خانه برای خود آن‌ها موجب پایداری است، یعنی اولاً: عمرشان برایشان به عنوان یک سرمایه مفید می‌ماند و صرف امور ناپایدار نمی‌شود که هیچ حاصلی برای آن‌ها نداشته باشد. ثانیاً: موجب ثبات شخصیت و آرامش روح برای آن‌ها خواهد بود. تا آنجایی که حضرت می‌فرمایند: اگر می‌توانی طوری شرایط را فراهم کن که جز تو را نشناسد و جز با تو ارتباط نداشته باشد، این کار را بکن. تا در فضای یگانگی بین دو همسر، تمام توجه روح او به سوی تو باشد و بدون هرگونه اضطراب، به وظایفی که در خانه به عهده اوست بپردازد. چقدر خوب بود اگر به طور کلی طوری نهادهای اجتماع را سازماندهی می‌کردیم که فعالیت زنان همراه با اختلاط با مردان نباشد و امورات مربوط به خودشان را خودشان مدیریت کنند و از طرفی شرایط طوری باشد که زنان جهت فعالیت‌های خود حدّاقلِِ خروج از خانه را به عهده داشته باشند‌.

در خبر آمده بود «دولت فرانسه برای برون‌رفت از مشکلات ناشی از کارکردن زنان در خارج از منزل و فروپاشی خانواده‌ها ... ضمن تأکید بر مشاغل خانگی، طرحی را به عنوان «به خانه برگردیم» اجرا نمود.»[1] زیرا شرایط بیرون خانه روی هم رفته با روحیه زنان سازگار نیست و روح آن‌ها را آشفته می‌کند. و از صفای مادری خارجشان می‌نماید و توجهشان به فعالیت‌های با روحیه «خدمت‌گذاری» را به فعالیت‌های همراه با «قدرت و رقابت» سوق می‌دهد. حضرت فاطمه زهراi بدون آن که حضور فیزیکی فعالی در جامعه‌ی زمان خود داشته باشند مسلّم یکی از تاریخ‌سازترین انسان‌ها هستند به طوری‌که وقتی حضرت مهدی gظهور کنند می‌فرمایند: «وَ فِی اِبْنَةِ رَسُولِ‌اللهِ لی اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛[2] اسوه و راهنمای من در این نهضت، دختر رسول خداf است. این سخن نشان می‌دهد نظامنامه حکومت جهانی مهدی gمبتنی بر سیره حضرت فاطمهi است. وقتی حضرت مولی‌الموحدینu می‌فرمایند: «لَیسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِکَ مَنْ لَا یوثَقُ بِهِ عَلَیهِنَّ»؛ فکر نکن که فقط بیرون شدن از خانه برای این‌ها خطرناک است، اگر مردان نامحرم غیر مطمئنی هم وارد زندگی آن‌ها شوند خطرناک است. می‌خواهند تا آنجا که ممکن است روح زنان در عالَمی دیگر غیر از عالَم ارتباط با نامحرمان به‌سر ببرد، تا آزاد و آرام هسته توحیدی خانه شکل بگیرد و رشد کند.

با شعار این که زنان باید اجتماعی باشند و روحیه باز داشته باشند صفای بین زن و شوهر را به‌هم می‌زنیم و نمی‌فهمیم این شعار در همه جا و برای همه کس شعار خوبی نیست. مثالی هست که می‌گویند؛ «ملا» رفت بازار دید یک گاو آوردند تا بفروشند. صاحب گاو گفت باردار هم هست، متوجه شد که سریعاً آن را خریدند و گران‌تر هم خریدند. فردا که برای خواستگاری دخترش آمدند، برای این‌که او را بپسندند گفت: دختر ما باردار هم هست! غافل از این که هر حرفی همه جا کارساز نیست. بعضی‌ها فکر کرده‌اند خوب است زن هم مثل مرد اجتماعی باشد و با نامحرمان اختلاط داشته باشد. مردِ حسابی همان طور که بارداربودن برای گاو خوب است و نه برای دختری که هنوز ازدواج نکرده، برای مرد هم خوب است اجتماعی باشد و خجالتی نباشد واجتماعی‌بودن به این معنی که زنان ما بی‌پروا با نامحرمان ارتباط داشته باشند برای زنان حُسن نیست و علاوه بر این‌ با این روش جنبه‌ی اطمینان مرد نسبت به همسرش از بین می‌رود، و آشفتگی‌های شدیدی در روح زن به‌وجود می‌آید که در نهایت موجب سقوط خانواده می‌شود.

مرغی که خبر ندارد از آب زلال

منقار در آب شور دارد همه حال

ما نمی‌دانیم با این شعار‌های وارداتی از غرب چه نتیجه‌ای حاصل جامعه‌ی ما و زنان ما می‌شود. نه زنان ما می‌دانند چه عظمت‌هایی را از دست داده‌اند و نه مردهایمان می‌دانند چگونه فضای اَمن و پاک خانه از دست می‌رود.



[1] - هفته‌نامه عبرت‌ها، شماره 116، هشتم، شهریور، 1387.

[2] - بحارالانوار، ج 53، ص 180.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

اصول تقویت پایه های زندگی مشترک - اصل چهارم

چهارمین اصل تقویت پایه های زندگی مشترک: با واژه من خداحافظی کنید


اصلی ترین دلیل ازدواج جلوگیری از تنها بودن است و خدا حوا را آفرید تا آدم تنها نباشد.

غرور داشتن، زود رنج بودن، کینه ای بودن، گذشت نداشتن بزرگترین آفت های زندگی مشترک هستند و همه آنها به دلیل این هستند که خود را مهم می دانیم. یکی از مهمترین اصولی که در دراز مدت در زندگی مشترک رخ می دهد این است که می بینی برای ادامه دادن باید گذشت داشته باشی و خود سر نباشی. یعنی به جای اینکه تصمیم گیرنده باشی و خواسه های خودت را اعمال کنی باید همراه باشی. 

مسلما همه ما وقتی دختر خونه بابا بودیم خیلی زود رنج و ناز نازی بوده ایم. دقیقا همان روزی که خطبه عقد خوانده می شود، متاهل می شوی و از جوجه قاطی مرغ ها می شوی، تازه می فهمی که پشت این متاهل  شدن، عروس شدن، لباس عروس پوشیدن و حلقه دست کردن چه مسئولیتی نهفنه است. مسیولیتی که در جهت تکامل توست. خدا این تکامل را برای تو قرار داده و باید از آن سربلند بیرون بیایی. به سبب فطرتی که خدا در زنان قرار داده آنها راحت تر می توانند گذشت کنند و غرور کمتری دارند . مسلما این گذشت کردن ها به زنان حس خیلی خوبی می دهد. ما طوری خلق شده ایم که وقتی از خطای دیگری گذشت کردیم حس انرژی مثبت میگیریم. علاوه بر اینکه خدا هم اجر خیلی زیادی در گذشت کردن زن ها قرار داده.

وقتی تابع همسرت می شوی و خواسته های او را در اولویت بر خواسته های خودت قرار می دهی، خودت هم احساس تکیه گاه و سرپناه بیشتری در همسرت کرده و حس بهتری خواهی داشت.

مردها پس از ازدواج و شروع زندگی مشترک و زیر یک سقف رفتن مانند دوران نامزدی همیشه خوشحال و شوخ طبع و عاشق نیستند. خیلی از اوقات موقع به خانه آمدن عصبانی و اخمو هستند و این به دلیل این است که مسیولیت زندگی مشترک را قبول کرده اند و در راه این مسئولیت در بیرون از خانه و برای اداره کردن زندگی فشارهای زیادی را تحمل می کنند. این تو هستی که باید خونسرد باشی. اگر دعوایی شد کوتاه بیایی، اگر حرفی شنیدی نادیده بگیری. اگر چیزی شنیدی چشم هایت را ببندی. بی منت گذشت کنی. اینجاست که می فهمی نباید زودرنج باشی. انتظار نداشته باش که همسرت همیشه از تو تعریف کند. خیلی از اوقات مرد ها در خانه بد اخلاق و ایرادگیر می شوند. این به دلیل ایرادهای تو نیست بلکه به دلیل سختی هایی است که برای مسئولیت زندگی مشترک تحمل می کنند.

باید آنها را درک کرد، تامین مخارج زندگی و قبول کردن مسئولیت زندگی کار ساده ای نیست. مطمئن باش اگر در مقابل عصبانیت ها و بد اخلاقی هایش آرام و خونسرد باشی. اگر دعوایی پیش آمد به هیچ وجه خانه را ترک نکنی. سرت را پایین بیاندازی و جواب ندهی. اگر جلوی بچه ها دعوایی رخ داد بگویی تقصیر من بوده و پدر شما مرد بزرگی است، همسرت متوجه این گذشت های تو می شود، دلگرم تر شده و در آینده بیشتر برای زندگی اش زحمت می کشد.

مادر شوهر، خواهر شوهر، خانواده شوهر برای همه هست. چیز جدیدی نیست. تمام کسانی که سال ها زندگی مشترک داشته اند بالاخره زمان هایی بوده که از خانواده شوهر کارهایی دیده اند و دلشکسته شده اند. و برای ادامه دادن گذشت کرده اند. باید در نظر گرفت خیلی از اوقات ما هم نادانسته و نخواسته کارهایی انجام می دهیم که دیگران را دلخور می کنیم بنابراین اگر رفتاری از کسی دیدیم ممکن است او هم نادانسته این کار را کرده باشد.

من خودم بهترین راهی که پیدا کردم این است که هر وقت از دست کسی ناراحت شدم چند دقیقه ای فکر کردم خودم را جای او گذاشتم و وقتی دیدم او خودش در زندگی خودش چه مشکلاتی دارد، چه فشارهایی را تحمل می کند بیشتر به او حق دادم که ناخواسته من را ناراحت کرده باشد و این کار باعث شده که راحت تر از خطایش گذشت کنم.

مطمئن باش تحقیر کردن ها، حسادت کردن ها برای همه بوده. تو گذشت کن، زود رنج نباش، خونسرد باش. از هر کس بدی دیدی به خدا واگزار کن و مثل یک وظیفه و شغل به خانواده همسرت بیش از خانواده خودت توجه کن. سعی کن بیشتر به سمت خانواده همسرت باشی تا خانواده خودت. این کار را به عنوان بله این کار سخت است و نیاز به گذشت دارد ولی همین گذشت کردن هاست که به ما انرژی مثبت می دهد. تنها زمانی می توانی مطمئن باشی غرور نداری و زندگی مشترک را به خوبی اداره می کنی که از شریک زندگی ات هیچ وقت رنجیده و ناراحت نباشی و بتوانی به راحتی و بی منت گذشت کنی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

اصول تقویت پایه های زندگی مشترک - اصل سوم

درآمد نداشتن

 

الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی دیگر قرار داده است و بخاطر انفاقهائی که از اموالشان در مورد زنان می کنند (سوره نسا آیه 34)


بنا بر آیه بالا قوام بودن مردان بر زنان بر اساس تامین کنندگی آنها عنوان شده است. بنابراین اگر کاری کنیم که این تامین کنندگی زیر سوال برود یعنی  بصورت مستقل درآمد مالی داشته باشیم این در نگاه مردان یکی از بدترین ویژگی های همسر محسوب می شود. یعنی اگر زنی هر قدر هم به شوهر خود محبت و خوش اخلاقی کند و سفره هفت رنگ پهن کند ولی درآمد مالی داشته باشد حس نیازمند بودن به مرد را در شوهرش بوجود نمی آورد و این حس را به مرد می دهد که دوست دارد استقلال  داشته باشد.


حتی این موضوع در کودکان هم دیده می شود. پسر پنج ساله من همیشه دوست دارد به خواهر کوچکترش احساس تامین کننده بودن داشته باشد. به سوپر مارکت که می رویم برای خواهرش خرید می کند و این موضوع به او حس بزرگی می دهد.

مسلما کسب درآمد وقت زیادی از ما را در طول روز می گیرد که به جای آن می توان این وقت را صرف کارهای آسان تر و لذت بخش تری مانند بازی کردن و رسیدگی به فرزندان، معاشرت بیشتر با اعضای درجه یک خانواده، محبت کردن به اطرافیان کرد.

این اصل شیرین ترین و آسان ترین اصل بوده ویکی از مهمترین کارهایی است که به کمک آن می توانید به همسر خود حس اقتدار بدهید.

اگر می بینید همسرتان سر کار نمی رود یا در ابتدای زندگی هستید و او هنوز راه خودش را پیدا نکرده است کار مستقل انجام ندهید بلکه به او امید دهید تا راه خودش را پیدا کند. دعوا کردن، سرکوفت زدن و مقایسه با دیگران فقط زندگی شما را خراب کرده و شما را از چشم او می اندازد. شما باید نقش حمایت کننده از پشت را داشته باشید دقیقا مانند نقشی که یک راننده و کمک راننده دارند. اگر می خواهید همسرتان بتواند خانواده را مدیریت کرده و زندگی رو به پیشرفتی داشته باشید نباید رییس باشید بلکه باید نقش کمک کننده و امید دهنده در پشت را ایفا کنید.


اکر در حال حاضر سر کار می روی. احساس می کنی از کارهای خانه مانده ای، احساس خستگی و کم خوابی می کنی، اگر فرزند داری و احساس می کنی که فرزندت به دلیل اینکه ساعاتی از روز در کنار او نیستی به تو بهانه گیری می کند همین امروز استعفا بنویس. همین هفته کار را ول کن. لطافت تو بیش از این حرف ها اهمیت دارد. لطافتت را خرج این شرکت ها نکن. تمام تاثیر این خستگی ها و کم خوابی ها در میان سالی خود را نشان خواهد داد. تمام این پول اضافه هم خرج چیزهای بی خود خواهد شد.روزی خواهی فهمید که دیگر خیلی دیر شده و شکسته شدی.... نگذار دیر شود. از امروز تصمیم بگیر که زمان بیشتری را صرف خانه و خانواده کنی.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

اصول تقویت پایه های زندگی مشترک - اصل دوم

حاکمیت مرد را به عنوان رییس خانواده بپذیر


می دانم پذیرش این اصل از سخت ترین اصول زندگی مشترک است و حتی خیلی از اوقات قبول اینکه حرف ما اجرا نشود و حرف همسرمان اجرا شود بسیار سخت می شود. اما باید توجه داشت که شاه کلید راهیابی به قلب مرد ها اطاعت کردن از آنها و همراه بودن با آنهاست. دقیقا مانند اینکه وقتی در شرکتی کار می کنیم حرف مدیر شرکت را می پذیریم و هر وظیفه ای که به ما داده شده را به نحو احسنت انجام می دهیم. خود مدیر شرکت تشخیص می دهد که چه چیزی به صلاح است و چه چیزی به صلاح نیست. اگر پیشنهادی به فکرت رسید بگو ولی رییس بازی در آوردن و ساز مخالف زدن مخرب است. بنابراین در زندگی مشترک هم یکی از اصول مهم که احساس امنیت و آرامش خاصی به ما می دهد پذیرفتن حاکمیت مرد است.

خیلی اوقات این سوال ها برای ما پیش می آید:

"چطور همسر من می تواند رییس خانه باشد در حالی که در خانه هیچ کاری نمی کند و فقط به امورات شخصی خودش می پردازد؟

یک مرد اگر تنبل باشد یا کاری، اگر بد اخلاق باشد یا خوش اخلاق، اگر مادر بدی داشته باشد یا خوبی، در هر صورت پس از خوانده شدن خطبه عقد باید مدیریت و ریاست او را در خانه بپذیری و خود این امر ارتباط خیلی نزدیکی با حس آرامش و داشتن یک تکیه گاه امن برای ما دارد.

تمام مرد ها وقتی حس کنند که همسرشان به آنها احترام می گذارد و ریاست آنها را می پذیرد خود به خود عاشق همسر خود می شوند و برای کار کردن و بر آورده کردن خواسته های همسر خود بیشتر تلاش می کنند. آیه 34 سوره نسا و تفسیر آن را در اینجا می آوریم:

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است و از آن جهت که از مال خود نفقه می دهند، بر زنان تسلط دارند پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه می دارند و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و تنبیه کنید. اگر فرمانبرداری کردند از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید و خدا بلند پایه و بزرگ است.

 

درباره آیه شریفه "الرجال قوامون على النساء" باید معناى آن را به درستى فهمید. در این رابطه باید ابتدا درک درستى از «قوام» بودن مرد و دایره شمول آن داشت، تا بتوان به دلیل و فلسفه آن راه یافت. بنابراین در اینجا سه نکته باید روشن شود: معنا، گستره و حکمت.


الف) در رابطه با معناى کلمه «قوام» آمده است: «القوام من القیام و هو اداره المعاش»؛ یعنى، «قوّام» مشتق شده از «قیام» و آن به معناى اداره امور زندگى است، (تفسیر المیزان، ج 4، ص 215)


ب ) گستره این حکم محدود به روابط خانوادگى است. به عبارت دیگر این آیه، بیانگر برترى مطلق مرد نسبت به زن نیست و تنها مسؤولیت مرد در سرپرستى کانون خانواده را بیان نموده و به دنبال آن، به برخى از توابع این مسؤولیت (مانند لزوم تأمین نیازهاى اقتصادى خانواده) اشاره مى‏کند.


ج ) فلسفه این حکم آن است که به طور طبیعى مرد، توانایى بهترى براى اداره خانواده و تأمین نیازمندى‏هاى آن دارد. از طرف دیگر زن نیازمند محیطى امن همراه با آسایش کافى است تا در پرتو آن، بتواند به انجام وظایف دیگرى که در نظام آفرینش بر عهده او قرار داده شده است (مانند خانه داری، چراغ خانه بودن، بارداری، رشد و تربیت فرزند و...) بپردازد. بنابراین ریاست و مسؤولیت مرد و در راستاى آن تلاش براى اداره و تأمین نیازهاى خانواده، نه تنها امرى شرعى؛ بلکه حقیقتى تکوینى و متناسب با نظام خلقت زن و مرد است.

هـ ) تجربه نشان داده است که زن با صورت فطرى، جورى آفریده شده که نیازمند تکیه نمودن بر مرد و اتکاء به مدیریت اوست. زنان غربى در نسل گذشته از جابجایى مسؤولیت‏هاى زن و مرد و پذیرش اداره زندگى و شکستن حقوق مرد در روابط خانوادگى و بى‏اعتنایى به مسؤولیت مرد در سرپرستى و اداره کانون خانواده، به ستوه آمده‏اند و در نسل جدید دیده می شود که به طور کامل با همسر خود همراه می شوند  و از داشتن روابط گرم درون خانواده لذت می برند.


اسلام با سپردن مدیریت و سپردن خانواده به مردان، تمامى مناسبات میان مرد و زن و تفاوت در روحیات و آفرینش آنان را رعایت کرده است.  "بما فضل الله بعضهم على بعض" به دلیل امتیازهایى که خداوند براى برخى از بندگانش قرار داده است "و بما انفقوا" به جهت این که مخارج زندگى زن و نفقه او به عهده مرد است.

بسیاری از اوقات که شیطان زیر جلد ما می رود و خود خواه می شویم این آیه شریفه را فراموش می کنیم و این منجر به دعوا و بحث در زندگی ما می شود. انتظار هم نمی رود که همه انسان ها کامل باشند ولی باید سعی کنیم که تا حد ممکن این قانون را در زندگی مشترک زیر پا نگذاریم.

آیا این پذیرفتن ریاست مرد به معنی این است که دهانمان را ببندیم و نظراتمان را به همسرمان نگویم؟ هیچ خواسته ای نداشته باشیم؟ نه به این معنی نیست. بلکه اگر احترام و اقتدار و ریاست شوهران را بپذیریم و اینکه اقتدار آنها شکسته نشود آنها هم نسبت به زندگی مشترک خود دلگرم تر شده و برای اینکه ما به خواسته هایمان برسیم بیشتر تلاش می کنند.

بنابراین بدون توجه به اینکه در زمان های مختلف چه احساسی داریم، مدیریت و رهبری مرد توسط خالق جهان قرار داده شده است و زن هایی که این مدیریت را نمی پذیرند خود احساس داشتن تکیه گاه و امنیت را از دست داده و روح آشفته ای دارند. همانطور که قبل از ازدواج مدیریت و رهبری پدر خود را با جان و دل می پذیرفتیم بعد ار ازدواج هم باید همین روند را داشته باشیم.

به عنوان زن، گاهی که با نظر شوهر شود مخالف هستم همیشه این سوال برایم پیش می آید که چرا خدا مرد را مسلط بر من آفریده ولی پس از اینکه به نظر او تن می دهم و خود را با او هماهنگ می کنم بعد از یک مدتی متوجه می شوم که این هماهنگ شدن چقدر مهر ما را بر دل او اضافه کرده و اگر خواسته ای از او دارم چقدر راحت قبول می کند.

حال این سوال پیش می آید که پذیرفتن همسر به این عنوان که او رییس ماست و اینکه چرا ما رییس او نیستیم به ضرر ماست؟ خدا ما را طوری خلق کرده که از منفعل بودن، تابع بودن و داشتن یک همسر قوی که نگاه از بالا به پایین به ما داشته باشد و روی ما مسلط باشد لذت می بریم. همینطور که در رابطه جنسی این مسلط بودن مرد برای ما لذت بخش است در بقیه مسیر های زندگی هم حس یک همسر قوی و مسلط برامورات زندگی برای ما لذت بخش است.

پس از ازدواج مورد زیر را باید بپذیریم:

همسر ما مسئولیت سنگین تری از ما دارد. نهایتا اوست که باید به درگاه الهی پاسخ دهد که من و فرزندانمان را چگونه هدایت کرده است. این مسئولیتی است که بر گردن ما قرار داده نشده و ما هم قرار نیست برای آن جوابگو باشیم. به همین شکل ما نیز باید به درگاه الهی پاسخ دهیم که تا چه حد تابع بوده ایم و تمکین کرده ایم حتی در زمانهایی که نظر مخالفی با او داشته ایم. خدا مرد را طوری خلق کرده است که کمتر تحت تاثیر احساسات قرار می گیرد و می تواند تصمیمات عاقلانه تری بگیرد و بیشترین کمکی که زن می تواند برای زندگی مشترک خود انجام دهد این است که پشتیبان باشد. وقتی از همسرم پشتیبانی و اطاعت می کنم، همسرم هم احساس تکیه گاه بودن و احترام می کند و مرا بیشتر دوست خواهد داشت.

شخصا به تجربه دیده ام که زمانی که اطاعت می کنم، خطاهایش را به روی او نمی آورم  به او محبت و احترام می گذارم می دانم که خدا پشتیبان من است. البته گاهی اوقات برایم پیش می آید که عصبانی می شوم و می خواهم هر طور شده نظر خودم را اجرا کنم و این برای همه ما پیش می آید ولی باید سعی خودمان را بکنیم که تا حد ممکن درست عمل کنیم

6 راه عملی برای اینکه با اشتیاق حاکمیت شوهر را در خانه بپذیری:

1-    حرف خدا، پیغمبر و امامان را بجای احساسات خودت بپذیر

2-    به همسرت مانند یک مهمان که با او رودروایسی داری صحبت کن: اگر چندین بار دعوایتان شده است و یا زیاد غر میزند یا از دستپختت ایراد می گیرد یا با خانواده تو مشکل دارد در هر صورت با او مانند یک رییس شرکت که هر مشکل و اخلاقی هم که دارد باید کنار آمد رفتار کن. راحت ترین راه این است که هر وقت عصبانی شدی یاد روزهای نامزدی و روز عقد بیفتی که چقدر با عشق ازدواج کردی در آن زمان او هرچه می گفت می پذیرفتی و رهبری او را با جان و دل قبول می کردی. یاد آوری آن روزها و احساسات خیلی می تواند کمک کننده باشد.

3-    تلخی ها و کینه ها را دور بریز . این حقیقت را بپذیریم که اگر همسر ما موقع هایی عصبانی شده یا کاری کرده که ما ناراحت شده ایم حتما زمان هایی هم وجود داشته که ما او را ناراحت کرده ایم یا دلشکسته شده است یا زمان هایی بوده که به ما کمک هایی کرده که واقعا برای ما نجات دهنده بوده و مانن یک سایه بالای سر از ما پشتیبانی کرده است. خدا وکیلی اگر خطاهای شریک زندگی خودمان را نخواهیم فراموش کنیم خطاهای چه کسی را فراموش خواهیم کرد؟فراموش نکردن خطاها منجر به عقده می شود و ممکن است یک روز منفجر شود.

4-    عشق و اعتماد خود را به او دوباره تجدید کن: وقتی که زندگی مشترک را با گفتن کلماتی از عشق و تحسین کردن همسرت آغاز می کنی، خودت تعجب خواهی کرد که او چطور دوباره اعتماد به نفس و انرژی می گیرد و برای مدیریت کردن و ساختن زندگی تلاش خواهد کرد.

5-    به حرف های منفی مردم گوش نده. متاسفانه اطراف ما پر است از کسانی که به زندگی مشترک ما سرک می کشند، حسادت می کنند، دخالت می کنند و نظر می دهند. بسیاری از مردم حرف خدا را کنار می گذارند تا کارها و گناهان خود را توجیه کنند.

6-     تمایل و علاقه ما به رییس بازی در آوردن در خانواده از نفس اماره است: تمام زن ها تمایل به رهبری و هدایت همسر خود را دارند بخصوص زمان هایی که احساس می کنند که او نظر متفاوت و اشتباهی دارد، بنابراین اگر این احساس را دارید بدانید که شما تنها نیستید. برای مبارزه با نفس اماره باید سعی کنید بیشتر در روح و فطرت خود باشید و با هوای نفس مبارزه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
سیما اسفندیاری

اصول تقویت پایه های زندگی مشترک - اصل اول

تمام اصولی که در این بخش گفته می شود مربوط به کارهایی است که یک خانم می تواند انجام دهد. بله وقتی این اصول گفته می شود این سوال پیش می آید که " پس چرا همش من انجام دهم؟ چرا طرف مقابل کاری انجام ندهد. بله این حرف درست است ولی در این وبلاگ اولا صحبت ما این است که ما چه کاری می توانیم انجام دهیم. ما روی رفتار خود می توانیم کنترل داشته باشیم نه روی اعمال طرف مقابل .
با غر زدن، وظایف همسر را به او گوشزد کردن، خطاهایش را به رویش آوردن، و او را با مردهای دیگر مقایسه کردن نه تنها کمکی نمی کند بلکه او را دل شکسته و دلسرد می کند و به قول معروف انگار داریم شاخه ای که هر دو روی آن نشسته ایم را از ته می بریم. مظمین باشین اگر 1- این اصول را رعایت کنید و 2 -به شوهرتان هم زمان بدهید بتواند خودش را جمع کند، فکرش را جمع کند، برنامه ریزی کند تغییر و خوشبختی زیادی را در زندگی مشترک خود احساس خواهید کرد. اون هم وقتی ببینه شما بهش محبت میکنین، توجه میکنین، مطیعش هستین، وقتتون رو کامل روی زندگی مشترک خودتون گذاشتین و نه روی خواسته های شخصی صد درصد تلاش بیشتری برای زندگی خودش خواهد کرد.


اصل اول: اولویت قرار دادن تشکیل خانواده به بقیه امور


پس از خوانده شدن خطبه عقد و متاهل شدن وبه قول معروف قاطی مرغ ها شدن! مهمترین اصلی که مطرح می شود این است که زندگی مشترک شوخی نیست. مهمترین شغل ماست که هر روز و هر ساعت باید به آن فکر کرد و برای آن زحمت کشید. ازدواج و زندگی مشترک مهمترین راهی است که خدا برای تکامل انسان ها قرار داده است.


خانواده مهمترین، بالاترین، و با ارزش ترین چیزی است که داریم و در واقع تمام دنیای ماست. بدون داشتن خانواده حتی با داشتن پول زیاد، بهترین موقعیت شغلی، و زیباترین فرد بودن ما از درون احساس پوچی می کنیم.


دو سال پیش یکی از بستگانمان که خارج از کشور زندگی می کند ازدواج کرده بود همسرش خارجی است. خواستم به او تبریک ازدواج بگویم. در اینترنت دنبال یک متن قشنگ انگلیسی برای تبریک ازدواج می گشتم تا برای آنها بفرستم. به متنی رسیدم که ترجمه آن این است: "امیدوارم همه عمر همین احساسی که امروز دارید را داشته باشید". این جمله روی من خیلی تاثیر گذار بود و اینکه هر وقت در زندگی مشترک به مشکلی برخورد کردیم به روز عقد فکر کنیم و اینکه چقدر آن روز خوشحال بودیم پس باید قدرش را بدانیم و اینکه در این راه زحمت بکشیم و موفق باشیم.


بنابراین از روزی که همسر خود را انتخاب کردی و عقدت بسته شد کاملا این رابطه را به عنوان مهمترین اصل زندگی خود و اولویت زندگی قرار بده. دقیقا از همون روز اول تصمیم بگیر که اولویت اولت زندگی مشترکت باشد و هیچ چیز نباید از آن مهمتر باشد و همه چیز باید در راه آن فدا شود.


بنا برآیه 21 سوره روم هدف از ازدواج آرامش گرفتن دو طرف عنوان شده است و زوج هایی که با هم رابطه خوبی دارند طول عمر بیشتری دارند. ما یک طرف ازدواج هستیم و می توانیم رفتار خود را تغییر دهیم. اولا که در خلقت خدا مرد ها غیر قابل انعطاف تر و تغییر ناپذیر تر از زنان هستند و ثانیا ما رفتار خودمان را می توانیم تغییر دهیم و صد در صد مرد هم که ببیند همسرش همراه اوست، به او و خانواده اش محبت می کند، زن زندگی است و برای زندگی مشترکش زحمت می کشد او هم دلگرم تر شده و برای زندگی خود بیشتر تلاش خواهد کرد.


وقتی ما به این تفکر برسیم که خانواده اولویت اول زندگی ماست و هر روز باید برای تقویت پایه های زندگی مشترک زحمت کشید دقیقا زمانی است نصف راه را رفته ایم و می توانیم در جهت موفقیت برای زندگی مشترک پیش رویم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

راه های افزایش صبر و گذشت در زندگی مشترک




همه ما می دانیم که با امضا کردن قرارداد ازدواج مسئولیتی بر گردن ما گذاشته می شود. زندگی مشترک شوخی نیست و برای حفظ آن باید هر روز زحمت کشید و خود یک شغل بزرگ محسوب می شود که خداوند برای ما قرار داده.

حفظ زندگی مشترک و اولویت قرار دادن آن باید مهمترین وظیفه ماست که باید به عنوان اولویت اول زندگی در نظر گرفته شود  انتظار اصلی که از زن در زندگی مشترک می رود این است که سنگ صبور اعضای خانواده باشد یعنی یک پناه روحی و عاطفی که دعواهای بیرون از خانه و غر زدن ها و مشکلات بقیه اعضا یعنی همسر و فرزندانش را تحمل کند. خود ما وقتی بچه بودیم و از مدرسه به خانه می آمدیم همیشه دوست داشتیم کسی به استقبال ما بیاید. بوی نهار در خانه بپیچد و اگر با کسی در مدرسه دعوا کردیم مادر ما به امورات ما رسیدگی کرده و سنگ صبور ما باشد. هیچ کدام از ما دوست نداشتیم با خانه خالی روبرو شویم و مادری کی در پی امورات و علایق شخصی خودش است.


در زندگی مشترک از زن انتظار نمی رود درآمد داشته باشد بلکه از او انتظار می رود تا نیازهای مالی خود را در حد توان مالی همسر خود پایین بیاورد و برای به دست آوردن خواسته هایش صبور باشد. نباید انتظار داشته باشیم از روز اول زندگی مشترک همه چیز داشته باشیم. در گذشته هم زنانی که در سن پایین ازدواج می کردند همه چیز نداشته و چه بسا چندین سال حتی با مادر شوهر خود زندگی می کردند تا کم کم به خانه مستقل خود بروند.

پس حاصل تلاش ما خواهد بود که پس از 30 -40 سال یا صاحب فرزندان و رفاه زندگی خواهیم بود یا نه.

1-     عدم اشتغال: یکی از مهمترین مسائلی که باعث جوان ماندن زنان و جلوگیری از شکسته شدن و پیری زودرس در آنها می شود عدم اشتغال است. مسلما پول در آوردن و درآمد داشتن کار راحتی نیست و مسئولیت به همراه خود دارد و این مسئولیت است که وقتی به وظایف داخل خانه اضافه می شود باعث شکسته شدن و خستگی ما می شود.

بسیاری از ما دانشگاه رفته ایم یا قبل از ازدواج سر کار می رفتیم و دوست داریم تا از درسی که خوانده ایم استفاده کنیم ولی باید توجه داشت که انجام این کارها فقط برای ما خستگی می آورد و به جای آن می توانیم از درسی که خوانه ایم در جهت مطالعه بشتر و افزایش معلومات یا تربیت بچه ها یا .... استفاده کنیم.

یا یک کار هنری که به آن علاقه داریم را در داخل خانه شروع کنیم مانند آشپزی های متفاوت یا خیاطی یا ....مسلما بعد از آمدن بچه آنقدر سرگرم می شویم که دیگر حوصله مان سر نرود.

اشتغال و ساعات طولانی بیرون از خانه بودن بخصوص پس از به دنیا آمدن بچه خیلی سخت شده و ما را بسیار خسته خواهد کرد و مسلما این کار توان روانی ما را برای تحمل مشکلات و سختی های زندگی مشترک کم خواهد کرد.


2-     افزایش معنویات و مداومت بر یاد خدا و اینکه با هر غذایی که می خواریم بسم ا... بگوییم . مناجات با خدا و درد دل کردن با خدا و اهل بیت و اینکه پس از هر نماز با خدای خودمان درد دل کنیم و از خدا بخواهیم که صبر ما را افزایش دهد. یا اگر از دست کسی مثلا مادر شوهر عصبانی هستیم او را به خدا واگذار کنیم و از خدا بخواهیم که راحت بتوانیم از او گذشت کنیم، کینه او را به دل نگیریم و بتوانیم بنا بر وظیفه ای که در زندگی مشترک به ما محول شده با او خوش رفتار باشیم. 

 

3-     دکتر خیر اندیش پدر طب سنتی ایران در کلاس های درس خود آموزش می داند که بیشتر مشکلات و اختلافات زناشویی از طبع سرد غذاهایی که می خوریم ناشی می شود. ایشان می گفتند که همه مرد ها در خانه کمی عصبی هستند ولی اینکه زن ها در قدیم خیلی راحت تر بد اخلاقی های شوهرشان را تحمل می کردند ولی امروزه زود از کوره در می روند همین خوردن غذاهای سردی و در نتیجه سرد شدن مزاج آنهاست.

 

فایل صوتی صحبت های ایشان را در اینجا گذاشته ام :

http://shiateb.blogfa.com/post-214.aspx

 

 

حتی ایشان می گفتند که چندین سال پیش در دادگاه های خانواده چند پرونده طلاق را بررسی کرده اند و سپس با خوردن غذاهای با مزاج گرم توانسته اند از ده پرونده طلاق 9 مورد را منصرف کنند.

 

این روشی است که بنده خودم امتحان کرده ام و نتیجه خیلی خوبی گرفته ام بخصوص پس از بارداری که افسردگی داشتم از طریق نسخه دکتر خیر اندیش خودم را درمان کردم. چند مورد که بسیار کاربردی هستند شامل موارد زیر هستند:

اول ترک کردن چای . چای دارای مواد نگه دارنده و اسانس های زیادی است و به گفته دکتر خیر اندیش بین تمام دم نوش های ایرانی بد ترین است. نا گفته نماند که خود بنده هم چای خور قهاری بودم و  وقتی تصمیم گرفتم چای نخورم تا یک هفته قرص سر درد می خوردم ولی بعد از یک هفته ترک کردم و احساس می کردم در طول روز پر انرژی تر و خستگی ناپذیر تر هستم.

دوم خوردن دم نوش ها و عرق های مقوی اعصاب که با عسل یا نبات شیرین شده باشند مانند دم نوش بادرنجبویه و بابونه یا دم نوش گل گاو زبان و سنبل الطیب یا عرق استوخدوس یا چای به لیمو و بهار نارنج.

سوم جایگزین کردن روغن های غذا خوری معمولی با روغن کنجد یا حیوانی.  دکتر خیر اندیش در مصاحبه هایشان می گفتند روغن های معمولی مانند آفتابگردان و ذرت و نباتی که با قیمت پایین در بازار بفروش می رسد همه طبع سرد دارند و روغن کنجد یا حیوانی را جایگزین کنید. خود من برای برنج روغن حیوانی استفاده می کنم و زعفران (چون برنج هم طبع سرد دارد و باید با زعفران یا زیره یا شوید طبع آن را گرم کرد) و برای بقیه غذاها و خورشت و سرخ کردنی روغن کنجد استفاده می کنم. کمی گران تر است ولی ارزش سلامتی ما را دارد.

 

 

4-     خیلی از اوقات عصبانی و زود رنج شدن ما به علت کم خونی است. کم خونی هم انسان را بی حال می کند و حوصله رسیدگی به فرزندان و همسر و امورات منزل را از ما میگیرد و هم اینکه ما را افسرده و زود رنج می کند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

اگرمیبینی همسرت نمی تواند زندگی را مدیریت کند شاید دلیلش این است که تو همراه خوبی نیستی


مسلما وقتی مردی مجرد باشد آن انگیزه و نیازی که در زمان متاهل بودن باید داشته باشد را ندارد. و وقتی متاهل می شود هم بدون تشویق و تحسین و اینکه حس کند همراهی دارد که او را عاشقانه دنبال می کند و حاضر است برایش فداکاری کند، باز هم انگیزه لازم برای کار کردن را نخواهد داشت. و این طور است که وقتی از دور نگاه می کنی می بینی یک زوج بعد از زندگی مشترک مثلا در مدت 10 سال هیچ پیشرفتی نداشته اند و فقط درجا زد اند. این پیشرفت نکردن ها دلیلی جز غرور و همراهی نکردن زن و در نتیجه کم شدن اعتماد به نفس مرد و عدم انگیزه برای کار کردن ندارد.


دوستی دارم که با پسر عمویش که سالها عاشق هم بودند بالاخره عقد کرد. در زمانی که عقد کردند دوستم سر کار می رفت و همسرش بی کار بود. آنها در دو شهر مختلف زندگی می کردند. بعد از حدود شش ماه شوهرش بیماری عصبی معده گرفت و حدود سی کیلو وزن کم کرد.


هر چه خانواده شوهرش به او می گفتند که کارت را ول کن بیا در کنار همسرت بمان. او اکنون بیمار شده ... ولی دوستم بخاطر اینکه برای پیدا کردن آن کار زحمت کشیده بود و کارش را دوست داشت قبول نمی کرد. ناگفته نماند که خانواده دختر هم مخالف بودند که او کارش را رها کند و همش می گفتند هنوز عروسی نکرده اند و نمی خواهند که او کارش را رها کند. همین شد که تا 5-4 سال این روند ادامه داشت و هیچ پیشرفتی در زندگی آنها اتفاق نمی افتاد. این موضوع شدیدا باعث افسردگی دوستم شده بود که در زندگی بلاتکلیف مانده بود.


طلاق هم اوضاع را بدتر می کرد و او را سر خورده تر و افسرده تر می کرد. این شد که بعد از 5 سال تصمیم گرفت مسیرش را تغییر دهد. استعفا کرد و به شهر همسرش رفت. همین که در کنار او بود و به او امید می داد برای آینده و برایش آشپزی می کرد و در کنارش بود. در کارهای خانه به مادر شوهرش کمک می کرد و با خواهر شوهرش صمیمی بود. این همدلی و همراهی خود بزرگترین دلیل بود تا همسرش توانست در کمتر از دو سال زندگی را جمع و جور کند و دوستم عروس شد و به خونه خودشون رفتند.


بنابراین همدم بودن، در کنار بودن، تشویق کردن و محبت و احترام به همسر و خانواده همسر نقش پر رنگی دارد که به همسرت امید بدهی که بتواند زندگی را اداره کند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری

خانواده بودن پدر مانند جامعه بدون حاکم است


`خانواده بودن پدر مانند جامعه بدون حاکم است.

این متن دقیقا صحبت های حاج آقا عظیمی در برنامه خانه مهر رادیو معارف در تاریخ 23 فروردین 96 به مناسبت روز پدر است.  برای دانلود و گوش دان به این متن به این لینک مراجعه کنین:

http://77.36.165.232/persian/modulespage.aspx?modulename=RadioMaaref_APart&id=114147&PortalID=12

 

در فرهنگ دینی مان می بینیم که پدر نقش سند خانواده است و پدر چهره برجسته خانواده است. پدر نقش حاکم و رهبر خانواده است. پدر مرکز قدرت و صلابت در خانواده است. از نظر فرزندان پدر منبع آگاهی و دانایی در خانواده است. پدر عامل تکوین شخصیت فرزندان است. پدر الگوی کار و عمل فرزندان است. فرزندان بیشتر پدر را الگو قرار می دهند چون او را مرکز قدرت خانواده و رهبر خانواده می دانند.


در معارف دین پدر عامل امنیت نظم اقتدار و پناهگاه اهل خانواده است. پدر روزی رسان است. خانواده بدون پدر مثل جامعه بدون حاکم است. البته وقتی می گوییم پدر نه اینکه فقط حضور فیزیکی پدر مد نظر ما باشد. گاهی اوقات پدر حضور فیزیکی ندارد مثلا اینکه محل کار او جای دیگری است یا اینکه عمر او به سر آمده باشد و از دنیا رفته باشد. گاهی پدر در خانواده نیست ولی مادر چنان این نقش را برجسته می کند و چنان از این پدر غایب حمایت می کند و او را به عنوان مرکز حاکمیت خانواده قرار می دهد که این محسنات نقش پدر به فرزندان منتقل می شود. به هر حال در فرهنگ دین برای پدر نقش خاصی مطرح شده. پدر عامل شرافت و اعتبار خانواده است. که اگر پدر نتواند این نقش ها را ایفا کند صدمات جبران ناپذیری به فرزندان خودش، نسل خودش و به تبع آن به جامعه خواهد زد.

خداوند متعال که خالق مهربان ماست و برای این انسان را آفریده است که انسان را مثل خودش کند و هر چه خودش دارد به انسان بدهد و تربیت انسان فراهم شود.

وقتی خدا انسان را آفرید انسان را زوج آفرید و فلسفه زوج آفریده شدن انسان فقط تکثیر نسل نیست. فلسفه اول زوج آفریده شدن انسان در نظام آفرینش تکامل است یعنی زن و مرد همدیگر را تکمیل کنند و این تکامل زن و مرد فقط در جسم نیست. تکامل در روح است. یعنی رسیدن به جایی که صفات حضرت حق در انسان پدیدار شود. تکامل یعنی اینکه زن و مرد بتوانند نقایص همدیگر را از بین ببرند و تکمیل کنند. در نظام آفرینش هدف اصلی آمدن انسان به زمین تکامل است. در زمین اولین وظیفه هر انسان این است که روح خودش را به تکامل برساند. یعنی وظیفه و مسیولیت ازدواج را بپذیرد.

در دیدگاه غرب گرایان ازدواج را یک حق طبیعی برای انسان قلمداد می کنند که صرفا در ازدواج انسان دنبال حقوق شخصی و مادی خودش باشد ولی در اسلام ازدواج یک مسیولیت و تکلیف است. مادر نیروی محرک تربیت در خانواده است که این نیرو را با مهر و محبت ایجاد می کند ولی فرمان این خانواده مانند فرمان ماشین در دست پدر است. این پدر است که الگو می شود برای فرزندان. این پدر است که غرور او کارساز است. این پدر است که حرف و عمل او کار ساز است. این پدر است که جرات و هیبت او اطمینان بخش است. ولی باید به این هم توجه کنیم که اگر می خوهیم نقش پدر در خانواده به خوبی اعمال شود نباید از نقش مادر غافل شویم مادر باید مراقب باشد که این نقش ها درست ایفا شود و خدشه دار نشود.  

مادر نباید اقتدار پدر را زیر سوال ببرد. مادر با انجام یک سری کارها می تواند این اقتدار پدر را حفظ کند. اقتدار فقط در زورگویی و بلند کردن صدا نیست اقتدار این است که مرد خودش را تامین کننده نشان دهد. اقتدار این است که مرد با نظرات درستش راهنمایی های بجا کند. اقتدار این است که مرد پشتیبان خانواده باشد. اقتدار این است که مرد آماده حمایت مالی و عاطفی خانواده باشد.

مادر اگر ببیند که پدر این کارها را انجام نمیدهد می تواند تذکر دهد ولی در حضور فرزندان نباید این کار را انجام دهد که اقتدار پدراز بین رفته و این نقش های مثبتی که پدر می تواند روی فرزندان داشته باشد از بین برود.مثلا اگر مادر جلوی فرزندان بگوید تو لیاقت هیچ کاری نداری یا مثلا بگوید تو تا بحال هیچ کاری برای ما نکردی اینها می تواند این نقش را از بین ببرد و حتی اگر در آینده هم پدر این نقش ها را بخوبی ایفا کند تاثیر گذار نخواهد بود.

اگر نقش پدر مهم است همه آن به برکت توجهی است که مادر به این نقش ها دارد و این تکریمی است که مادر نسبت به پدر در خانواده انجام می دهد. اگر این تکریم نباشد، اگر این توجه نباشد، اگر خدای ناکرده این حفظ اقتدار توسط مادر از بین برود حتی اگر پدر تمام این نقش ها را به خوبی ایفا کند وجود آن کمرنگ خواهد بود. مسیول اصلی حفظ اقتدار و حفظ شیونی که برای پدر بر شمردیم مادر است. مادر است که می تواند این نقش ها را برای پدر در خانواده نگه داردحتی اگر پدر در خانواده حضور فیزیکی نداشته باشد. یا حتی اگر مادری طلاق گرفته باشد، او خودش جدا شده است اما نمی تواند که فرزندانش را جدا کند بنابراین به هیچ وجه پس از طلاق نباید از پدر جلوی فرزندان بد گویی کند، مثلا بگوید به دلیلی ما نتوانستیم با هم کنار بیاییم. بهترین مادران کسانی هستند که بگویند فرزندم تقصیر من بود و تقصیر پدرتون نبود. همیشه پدر را در ذهن فرزندان بزرگ جلوه دهد این باعث تکوین شخصیت فرزندان می شود.

در مورد نقش زن و مرد و ارتباط آن دو با یکدیگر در قرآن خداوند متعال می فرماید: «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» بقره  (187). اول خدای متعال به زن می فرماید که مرد لباس شماست. حال نقش لباس چیست؟ یعنی پوشاننده زشتی ها. یک مادر اگر بداند که احترامی که به فرزند می گذارد چقدر نقش زیادی دارد در تکوین شخصیت فرزند. انسان برای اینکه به کمال برسد سه نیاز اساسی دارد.

1-      محبت  2- تکریم که برای تکوین شخصیت او نیاز است 3 – معرفت

تا فرزندان ما از محبت سیراب نشوند و تا تکریم نشوند که شخصیتشان تکوین پیدا کند هیچ گاه دنبال معرفت نمی روند. معرفت را بدون محبت و تکریم و تکوین شخصیت کسی نمی تواند به فرزندانش منتقل کند. مادر اگر دوست دارد که فرزندانش فرزندان خوبی شوند که حتما هم همینطور است پس از این نکته غافل نشوند که اگر می خواهی فرزند خوبی تربیت کنی حداقل بیش از 50% باید به این نقش پدر توجه کنی و این نقش پدر چه توسط پدر ایفا بشود چه نشود تو به عنوان مادر می توانی این نقش ها در ذهن فرزندان پر رنگ جلوه بدهی. حتی اگر پدر چیزی نمی داند، بی سواد است، مدرکش پایین است. مادر می تواند به فرزندان بگوید که پدرتان خیلی چیزها می داند با اینکه مدرکش پایین است. دانایی او فقط در سواد کلاسیک نیست بلکه دانایی او در رفتار است، دانایی او در آداب و رسوم و فرهنگ است و دانایی او در بسیاری از مسایل دیگر است که مادر می تواند این ها را برای فرزندان بگوید.

مثلا پدر که نماد ادب و وقار در خانواده است اگر بی ادبی کرد مادر باید مثل لباس این عیوب را بپوشاند. مثلا بگوید پدرتان خیلی با ادب و متین بود چند وقت است که پدرتان مشکلی پیدا کرده است و به دلیل اینکه اعصابش خرد شده است ناخود آگاه اینگونه شده است. پدرتان شخصیت اصیل و متینی دارد که من از ابتدای زندگی مشترک تا به حال با آن شخصیت زندگی کرده ام. الان اگر یک دوره ای بگذرد باز خواهید دید که پدرتان همان شخصیت است.



خیلی از اوقات این خود مادر است که زمینه ساز این ناملایمتی ها می شود. باعث این می شود که پدر در خانواده فریاد بزند. مادر باید نقطه ضعف ها را بداند. مثلا باید بداند که اگر من فلان کار را کنم پدر فریاد می زند و باید پیشگیری کند. مرد به اقتضای ذاتش پشته باروت است و زن منبع مهر است. این آفرینش خداست که مرد را برای عرصه تولید آفریده است و زن را برای عرصه تربیت. خشونت مرد برای عرصه تولید یک امر لازم است. زمخت بودن مرد، منطقی بودن مرد، احساسی نبودنش برای عرصه تولید بسیار مناسب است. بنابراین این را باید مادر بداند که ذات مرد خشن است و ذات زن اینگونه است که خدا او را مهربان خلق کرده. حالا زمانی که این پشته باروت وارد منزل می شود در حالی که بر اثر خستگی و فشار کاری گرم هم شده است. کافی است که خانم یک جرقه کوچک بزند، این بشکه باروت منفجر می شود. در اینجا نمی توان از بشکه باروت ایراد گرفت که چرا منفجر شده ای.

البته خوب است که مردان قبل از آمدن به خانه به خودشان آرامش بدهند. مثلا مسجد بروند، وضو بگیرند، و ...ولی اگر بدون این آرامش وارد خانه شوند این خانم ها هستند که باید درک کنند و مراقب باشند که مرد را اصلا عصبانی نکنند. خدای متعال به صورت ویژه ای زن را خلق کرده است او زن را طوری آفریده که غرور نداشته باشد، بتواند زود گذشت کند. حال اگر زنی دارای غرور باشد و گذشت نکند و نخواهد بگذرد این کار را خراب می کند.


حال اگر این اشتباه رخ داد و جرقه ای در خانه زده شد. اینجا باید مادر جبران کند. گفتن حرف هایی مانند اینکه پدرتان سالهاست که اینطور است... من تا به حال خیلی سختی کشیده ام ... شما نمی فهمید من چه کشیده ام. این حرف ها می تواند کار را خراب کند. با این حرف ها به فرزند آسیب جدی وارد می شود. تکوین شخصیت فرزند کاملا از بین می رود.


نقش محبت مانند آب است برای گیاه و نقش تکوین شخصیت مانند نور است اگر به گیاهی آب دهیم ولی نور ندهیم رشد نخواهد کرد. بنابراین اگر پدر عصبانی شد مادر باید نقش لباس را ایفا کند مثلا بگوید تقصیر من بود، من نباید این کار را می کردم. بله این کار سخت است. جهاد است. خانم ها باید بدانند برای مرد گذشت کردن و از غرور پایین آمدن خیلی سخت تر از شمشیر خوردن است . ولی برای خانم ها آسان است. خداوند طوری زن را خلق کرده است که راحت می تواند اشتباهش را بپذیرد ولی ساختار شخصیتی مرد طوری است که اشتباهش را راحت نمی پذیرد. اگر زن تقصیرش را بپذیرد بگوید من نباید پدرتان را عصبانی می کردم او خسته بود، شما از این به بعد به من تذکر بدهید که پدرتان را اذیت نکنم. این برخورد بسیار خوبی است. در این صورت است که زن نقش لباس بودنش را بسیار خوب ایفا کرده، بچه ها رشد شخصیتی بسیار خوبی پیدا خواهند کرد و در این صورت است که منفعت به جیب مادر ریخته می شود. مادری که فرزندانش رشد شخصیتی خوبی پیدا کرده باشند مورد تکریم فرزندان قرار می گیرد. واگر فرزندی رشد شخصیتی درستی پیدا نکند و احساس کند که نقش پدرم که سند شرافت من هست توسط مادرم مخدوش شده است، این بچه احساس بی شرافتی می کند و بچه ای که احساس بی شرافتی کرد، این اولین ضربه را به مادر می زند.


وقتی در مورد سخت بودن و بزرگ بودن این جهاد صحبت می شود قطعا خدای متعال اجر بزرگی هم که شایستگی این گذشت را دارد برای زن قرار داده است. ما در روایات داریم زنی که عصبانی بودن شوهرش را تحمل می کند اجرش کمتر از شهادت نیست. و اینها اجر هایی است که انسان را با لقا ا... می رساند. یعنی اگر زنی این مقام را می خواهد حتی ارزشش را دارد که 1000 سال با یک مرد بد اخلاق زندگی کند و بتواند نقش خوب خودش را که لباس هست برای عیوب آن مرد یفا کند تا ان شا ا... به این درجه برسد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری