تجربیات و مطالعات من از شوهرداری و بچه داری

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زن سنتی» ثبت شده است

ضربه ای که زن از طلاق می خورد چندین برابر مرد است



قبل از طلاق از زندگی ناراضی بوده، مشکلاتی داشته، شیطان مرتب او را وسوسه می کرده که اگر خسته هستی ول کن و راحت شو!، به مشاوره ها و روانشناسان که مراجعه می کرده تنها گزینه طلاق را به او پیشنهاد می کردند، چه بسا خانواده فریب خورده اش هم از او برای طلاق حمایت  می کردند که نمی خواهیم دخترمان رنج بکشد و ....


 دنیای پس از طلاق را برای زن تصور کنید: زن مقداری پول از مرد بابت مهریه، نفقه و ...با حس زرنگی و پیروز شدن بر مرد میگیرد. یا به خانه پدری اش می رود (که مسلما در آنجا مهمان است و زیاد حس راحتی ندارد) و یا برای خودش خانه ای می گیرد. کم کم بعد از مدتی می فهمد که چه کلاه بزرگی سرش رفته. هویت و احترامش را به طور کامل در جامعه و جلوی فرزندانش از دست می دهد ، تا آخر عمرش به هر غریبه ای که می رسد نه می تواند بگوید که دختر است و نه روی گفتن طلاق را دارد. جلوی کسانی که طلاقش را می دانند یکسره مجبور است که دلیل بیاورد و خودش را توجیه کند و آنها با نگاهی خاص به او نگاه می کنند. حال باز دو صورت اتفاق می افتد:


الف - یا فرزندان را از همسرش گرفته (این حالت کمتر اتفاق می افتد)که در این صورت هزینه نگهداری زیادی به او تحمیل می شود و در صورتی که کمک داشته باشد و هزینه نگهداری آنها را داشته باشد باز هم جلوی فرزندانش از اینکه آنها را بی آبرو و بی سرپرست کرده شرمنده است و هیچ توجیهی نمی تواند برای ناسازگاری با پدرشان (که آنها بطور فطری عاشقش هستند) برای آنها بیاورد که چطور مادران دیگر با مشکلات ساختند ولی من نه....


ب – او پس از طلاق نیاز مالی دارد پس حتما باید سر کار برود، پس فرزندان را به شوهرش می سپارد. در این صورت دلش خیلی برای آنها تنگ می شود، صمیمیت را با فرزندانش از دست می دهد و هر وقت آنها را می بیند حس شرمندگی عجیبی به او دست می دهد که برای آنها مادری نکرده و همینطور که فرزندان بزرگتر و بزرگتر می شوند حس عذاب وجدان در او افزایش می یاید.

باید توجه کرد که پس از طلاق درست است که مردان هم ضربه می خورند (یک مقدار پول بابت مهریه و .. از دستش رفته که با توجه به توانمندی و قدرت بالاتر مرد طی چند سال آینده آن را جبران می کند) ولی ازدواج مجدد برای مردان بسیار راحت تر از زنان است. مردان حتی تا 70 سالگی هم می توانند با یک دوشیزه ازدواج کنند ولی پس از طلاق حق انتخاب ها برای زن خیلی کم می شود و اگر کسی را پیدا کند و با او ازدواج کند به علت ناهمگون بودن احتمال طلاق خیلی بالا می رود و به این صورت است که طلاق پشت طلاق اتفاق می افتد.

خانمی را می شناختم اهل یک شهرستان کوچک در سن 20 سالگی ازدواج کرد یک پسر هم داشت ولی در سن 26 سالگی طلاق گرفت. سه سال بعد همسرش فوت کرد. او فرزندش را در سن 5 سالگی و پس از طلاق خودش به خانواده همسرش سپرد تا از او نگهداری کنند. وقتی من این خانم را دیدم 32 سال داشت. ابتدا که به همه می گفت همسرم فوت کرده و عکس سنگ قبرش را به همه نشان می داد. بعد فهمیدم اول طلاق گرفته و بعد همسرش فوت کرده. پسرش که در آن زمان 10 سال داشت با مادرش حس غریبه داشت و حس خیلی نزدیکی نداشت چون با مادربزرگ پدری اش بزرگ شده بود. مرتب مرد های مختلف به او وعده ازدواج می دادند و با آنها عقد موقت می کرد ولی به قولشان عمل نمی کردند او حتی حاضر بود زن دوم هم بشود و از این سرگشتگی نجات پیدا کند ولی همه فقط حاضر به ازدواج موقت بودند ولی راضی به ازدواج دایم با او نمی شدند.

اگر همه ما زنان به این نتیجه می رسیدیم که شوهر علیل و بیکار و معتاد و کتک بزن و زن باز، بودنش بهتر از نبودنش است همگی جلوی شوهرانمان فرش قرمز می انداختیم.... باید کمی فکر کرد....

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
سیما اسفندیاری

در زندگی به سبک مدرن زنان 10 برابر مردان ضرر می کنند






وقتی زندگی مدرن را با سبک سنتی مقایسه می کنیم زنان در زندگی مدرن بیشتر از قالب خودشان خارج شده اند تا مردان. در زندگی سنتی مرد بیرون از خانه کار می کند و برای استراحت و روزهای تعطیل در خانه است یا با خانواده اش برنامه می گذارد. او هویت خود را با کار و موقعیت اجتماعی اش تعریف می کند.


زن در زندگی سنتی در سن پایین ازدواج می کند. تعدادی فرزند می آورد (معمولا 4 یا بیشتر) و هویت خود را با همسر و فرزندانش تعریف می کند. پدرم قبل از ازدواجم همیشه می گفت اگر مرد را در زندگی به عنوان راننده ماشین تعریف کنیم زن نقش کمک راننده را بازی می کند. بله زن تابع است و همین تابع بودن است که به او حس امنیت و داشتن سرپناه و تکیه گاه را می دهد.

در دنیای مدرن دختر را از ابتدا به مدرسه می فرستند و سرش را تا 18 سالگی گرم می کنند. سپس در کنکور همپای پسران شرکت می کند و والدینش به درس و تحصیل او همپای پسران اهمیت می دهند، سپس دانشگاه می رود و در رشته های مختلف پزشکی، ادبی، مهندسی و ... همپای پسران درس می خواند بعد چون درس خوانده احساس می کند که باید از درسی که خوانده و زحمتی که کشیده استفاده کند و سر کار می رود. در این بین ممکن است ازدواج کند یا ممکن است به قدری خود را سرگرم درس خواندن و کار کند که اصلا ازدواج را اولویت زندگی قرار ندهد.


اول: فرض می کنیم ازدواج می کند. به این ترتیب مسیولیت های یک زن خانه هم به او اضافه می شود مانند غذا درست کردن، نظافت، پذیرایی از مهمان ها و ... به این ترتیب تا حالا علاوه بر اینکه مانند همکاران مردش صبح تا عصر سر کار است یک سری مسیولیت های در خانه هم دارد و ساعات استراحت او کم می شود. به ازای هر یک ساعتی که خانه نبوده پس از بازگشت به خانه باید تاوان پس بدهد. پس از بچه دار شدن که مسیولیت ها چندین برابر شده و ساعات استراحتش چندیدن برابر کم می شود. از خانه بیرون رفتن او به صورت مداوم باعث می شود که مردان زیادی را ببیند و به این ترتیب شوهرش از چشمش می افتد. از طرفی پول در می آورد و بنابراین احساس نیاز او به شوهرش کم می شود و این موضوع هم دلیل بر افزایش کشمکش با همسرش می شود. ادامه دادن این روند خسته کننده و پر کشمکش باعث می شود که او زود شکسته شده و در سن میانسالی بیماری های زیادی سراغش بیاید. باید توجه کرد که زن متاهلی که شاغل است تمایل کمتری به فرزندآوری دارد و به این ترتیب در سن میانسالی یا پس از بازنشستگی کم کم متوجه می شود که با این یک یا دو فرزند از اولویتهای طبیعی و فطری خود عقب مانده، حال فرزندانش دیگر بزرگ شده اند و احساس می کند در بزرگ کردن آنها کم وقت گذاشته و با بچگی آنها بچگی نکرده است.


دوم :حال شرایطی را در نظر می گیریم که خانم ازدواج نکرده. سنش کم کم بالا می رود خودش را با  دوستانش که ازدواج کرده اند و بچه دارند مقایسه کرده و به آنها حسادت می کند. نیازش به جنس مخالف یا تامین نشده یا به نوعی در این مدت توسط مردی از او سو استفاده شده که این باز هم او را افسرده تر می کند. لباس عروس بر تن نکرده، همسر و فرزندی ندارد و به این ترتیب از هویتی که طبیعت و فطرتش برای او تعریف کرده محروم است و جرات گفتن مشکلاتش را  به دیگران ندارد.


پس بیایید خودمان را گول نزنیم. تنها را نجات زن از سرگشتگی دنیای امروز بازگشت به سنت هاست.


برای مقاله مقایسه آسیب زنان و مردان پس از طلاق اینجا کلیک کنید.





۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سیما اسفندیاری